ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
49
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
و سالم بن عجلان الافطن و حميد الطويل و نافع مولى بن عمر « 1 » . چون از آنجا بازگشت كار به مهلب گذاشت و مهلب « 2 » جميع ممالك سند و لاهور را برهم زده تا ولايت قنوج فتح شد . بعد از آمدن [ از ] كابل حال عبد الرحمن سمره در سيستان بنوعى بود كه دو ساعت در يك جا توقف نكردى چنان كه نماز خود قصر و جمع كردى مردم سيستان جمع شدند كه بعد از رسول امامى به حق بايد كه مردم به او اقتدا كنند و بامر و نهى او باشند و حال آنكه معاويه با امير المؤمنين جنگ كرد و در آن جنگ بسيارى [ 22 ش ] از مهاجر و انصار كشته شدند و جمعى از اصحاب شهادت يافتند ، عمار ياسر از آن جمله است و بقول صحيح اويس قرن نيز در آن معركه شربت شهادت چشيد و عدد قتيلان هردو لشكر از فرق اسلام بهشتاد هزار رسيد ، اينمرد بخلافت لايق نيست و بخلافت او راضى نشويم چون تو را با ما حق آشنائى قديم است دست از تعرض تو داشتيم و اين گفتگو بحضور شيخ حسن بصرى و عمر بن عبد الله بن فهر و مهلب بن ابى صفره و قطرى بن الفجاة بود . پس عبد الرحمن سمره از سيستان برفت و چند روز ببصره بود و از آنجا بكوفه نزد زياد بن ابيه رفت و آنجا وفات يافت و زياد بر آن نماز كرد و همانجا مدفونست . و نسب عبد الرحمن بدينطريق است كه عبد الرحمن بن سمرة بن حبيب بن عبد الشمس بن عبد مناف [ ابن قصى بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن النضر ] و عمال امير المؤمنين على ( ع ) اول بسيستان ربعى بن [ الكاس ] العنبرى « 3 » فرستاد و باز او را برگردانيده عبد الرحمن بن جرو الطائى « 4 » را فرستاد و او يك چند در سيستان عمل كرد و او را عزل كرد و ربعى بن الكاس العنبرى « 5 » را فرستاد و تا او به سيستان رسيد حضرت امير شهادت يافت بدست عبد الرحمن ملجم عليه اللعنة و العذاب ،
--> ( 1 ) - به كابل شد ( عبد الرحمن سمره ) و كابل بگشاد و بردگان بسيار از آنجا بياورد و بسيار بزرگان بودند . از جملهء آن بردگان باب بود مولى بن سعد و جد عمرو بن عبيد بن باب و مكحول السامى - الفقيه و سالم بن عجلان الافطن و حميد الطويل و نافع مولى بن عمر ( تاريخ سيستان ص 85 ) . ( 2 ) - مهلب بن ابى صفره ( تاريخ سيستان ص 85 ) ( 3 ) - در اصل : و بغى بن عنبرين . ( 4 ) - در اصل : عبد الله بن خسرو ارفجائى . ( 5 ) - زلفى بن حالس عنبرين .